و هر يك از شهيدان درباره هفتاد هزار نفر از خاندان و همسايگان خود شفاعت مى‏كند، تا آنجا كه همسايگان او بر سر همسايگى با وى با يك ديگر نزاع و دشمنى مى‏كنند.

امام رضا (ع) فرمود كه امير المؤمنين (ع) در حالی که براى مردم خطبه مى‏خواند و آنها را به جهاد در راه خدا بر مى‏انگيخت جوانى از ميان مردم برخاست و گفت: اى على! مرا از فضيلت جهادكنندگان در راه خدا با خبر كن. پس على (ع) در پاسخ او فرمود:

من و رسول خدا (ص) در حالى كه ايشان بر ناقه‏ى عضباء خود سوار بود، در يك رديف قرار داشتيم، در حالى كه از غزوه ذات السلاسل بازمى‏گشتيم. پس من از آن حضرت آنچه را كه تو از من سؤال كردى پرسيدم،

پيامبر (ص) فرمود: هنگامى كه رزمندگان در راه خدا اراده جنگ مى‏كنند، خداى دورى از آتش را براى ايشان مقرّر مى‏فرمايد. و هنگامى كه براى جهاد در راه خدا آماده مى‏شوند، خداى به وجود آنها به فرشتگان مباهات و افتخار مى‏كند. و زمانى كه با خانواده خود وداع مى‏كنند، ديوارها و خانه‏ها برايشان مى‏گريد، و در اين حال از گناهان خود بيرون مى‏آيند. و خداى‏بر هر يك از اين مردان مجاهد چهل هزار فرشته مى‏گمارد تا او را از رو برو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ حفاظت و نگهدارى كنند. ايشان هيچ كار نيكى انجام نمى‏دهند مگر آنكه بيشتر از آن در نامه اعمالشان نوشته مى‏شود، و هر روز براى آنها عبادت هزار مرد كه هزار سال خدا را عبادت مى‏كنند، و هر سال عبادت آنها سيصد و شصت روز، بمانند روزهاى دنيا، نوشته مى‏شود.

و زمانى كه با دشمن روبرو مى‏شوند، دانش اهل دنيا از ثوابى كه خدا به آنها مى‏دهد قاصر است. و به هنگام برخورد و رويارويى با دشمن كه نيزه‏ها به حركت در مى‏آيد، و تيرها پرتاپ مى‏شود و جنگاوران با يك ديگر مواجه مى‏شوند، فرشتگان مجاهدان راه خدا را با بالهاى خود مى‏پوشانند، و در اين حال از خداى براى آنها نصرت و استقامت مى‏طلبند.

در اين هنگام منادى فرياد مى‏زند كه: بهشت در سايه شمشيرهاست، و فرود آمدن هر نيزه و ضربت شمشيرى بر پيكر شهيد آسان‏تر و دلنشين‏تر از نوشيدن آب سرد در روز تابستان است. و هنگامى كه شهيد بر اثر ضربت شمشير يا نيزه‏اى از اسب خود به زمين مى‏افتد، به زمين نمى‏رسد مگر اينكه خداى عز و جل حور العين را به همسرى او به سويش مى‏فرستد، و اين حور العين به آنچه خداى از كرامت خود براى شهيد آماده كرده است، او را مژده مى‏دهد. پس هنگامى كه پيكر شهيد به زمين مى‏خورد، زمين به او مى‏گويد: اى روح پاك خوش آمدى، تو همان روح بزرگى كه از پيكرى پاك بيرون‏شده‏اى.

شادمان باش، زيرا كه براى تو فراهم است، آنچه كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به قلب هيچ انسانى جلوه و گذر نكرده است  و خداى عزّ و جلّ مى‏فرمايد: من جانشين شهيد در ميان خانواده او هستم.

و هر كس خانواده شهيد را خشنود كند، هر آينه مرا خشنود كرده است، و هر كس آنها را خشمگين كند، همانا مرا خشمگين كرده است. و خداى روح شهيد را بر بالهاى پرنده سبز رنگى قرار مى‏دهد، تا به هر سوى بهشت كه مى‏خواهد گردش كند. و از ميوه‏هاى بهشت بخورد، و در پرتو قنديلهاى طلايى كه به عرش آويزان است پناه گيرد. و به هر شهيدى هفتاد غرفه از غرفه‏هاى بهشت داده مى‏شود، فاصله ميان هر غرفه به اندازه فاصله ميان صنعاء و شام مى‏باشد. روشناى اين غرفه‏ها شرق و غرب عالم را روشن مى‏كند. و در هر غرفه‏اى هفتاد در وجود دارد و بر هر درى هفتاد لنگه در طلا مشاهده مى‏شود، و بر هر درى شصت پرده آويز است. و در هر يك از غرفه‏ها هفتاد خيمه و در هر خيمه هفتاد تخت از طلا وجود دارد، كه پايه‏هاى آنها از زبرجد و درّ است، و پايه‏هاى تختها با ميخهاى زمرّد استوار شده است. و هر يك از شهيدان هفتاد هزار نفر از خاندان و همسايگان خود شفاعت مى‏كند.  آنگاه شهيدان با من و با حضرت ابراهيم(ع) بر سفره جاودانى بهشت مى‏نشينند، و هر بامداد و شامگاه رحمت خداى متعال را ديدار مى‏كنند.

برگرفته از صحیفه امام رضا علیه السلام