سفره ای رنگین از شهدای گردان حضرت ابوالفضل (ع)

هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند هرگز گمان مدار كه از یاد رفته اند
مشاهده تصویر و مشخصات شهدا در ادامه مطلب ...

هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند هرگز گمان مدار كه از یاد رفته اند
مشاهده تصویر و مشخصات شهدا در ادامه مطلب ...
مشاهده تصاویر در ادامه مطلب ...
خاطره اول ( توزیع پتو )
یه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه هارا جمع کرد و با صدای بلند گفت: کی خسته است؟ گفتیم: دشمن.! صدازد: کی ناراضیه؟ بلندگفتیم: دشمن! دوباره باصدای بلند صدا زد: کی سردشه؟ ما هم با صدای بلندتر گفتیم: دشمن! بعدش فرماندمون گفت:خوب دمتون گرم، حالا که سردتون نیست میخواستم بگم که پتو به گردان ما نرسیده !!!
از راست نفر اول شهيد محمــــــد علي نصرتي ( مشاهده بقيه تصاوير در ادامه مطلب ... )
شهید محمد علی نصرتی
فرزند: حمید
تاریخ تولد : 1345
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 1365عمليات كربلاي ۵
مشاهده تصاویر در ادامه مطلب ...
سالروز شهادت مظلومانه بچه های گردان حضرت ابوالفضل ( ع ) در بمباران سال ۱۳۶۵ گرامی باد.
بمباران گردان در تاریخ هفتم خردادماه ۱۳۶۵ توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق
اسامی شهدای گردان : شهید علیرضا غریبانی - شهید یحیی کاظمی سرای - شهید علی داوری - شهید بیوک افروزنده - شهید سید علی والایی - شهید سید محمد لیلابی - شهید صمد موثق - شهید الله وردی ستاری
ای کاش
خوشا آن روز را که سنگری بود ** شبی ، میدان مینی ، معبری بود
خوشا آن روزهای آسمانی ** که شوری بود ، سودا و سری بود
خوشا روزی که دل را دلبری بود ** غزل خوان نگاه آخری بود
خوشا آن روزها در خط اروند ** هوای روضه های مادری بود
و اهل آسمان بودیم آن روز ** که قدری بی نشان بودیم آن روز
و نای دل نوای نینوا داشت ** و با صاحب زمان(عج) بودیم آن روز
و کاش آن روزگاران گم نمی شد ** هوای خوب باران گم نمی شد
صفای جبهه ها می ماند ای کاش ** صدای پای یاران گم نمی شد

نشسته از سمت چپ نفر دوم برادر قائمی - نفر سوم شهید صمد موثق - نفر ششم برادر یوسف یعقوبی - نفر هشتم شهید ایوب یلدوغی - نفر نهم شهید حمید علیپور
ایستاده از سمت چپ نفر اول برادر علی سعیدی - نفر دوم برادر علی محمدی خواه - نفر سوم شهید علیرضا مقدسی - نفر پنجم شهید احمد تاری وردیزاده - نفر ششم برادر مجید نوری - نفر هفتم برادر غلامرضا یوسف پور

نفر اول از سمت چپ شهید موثق
فرزند: علی
تاریخ تولد :1349
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 7/3/65 پادگان شهید باکری دزفول
(( گوشه ای از زندگینامه شهید ))
شهیدصمد موثق در سال 1349 در خانواده ای مذهبی در یکی از محلات تبریز چشم به جهان گشود. در سال 1356 در زمان اوج گیری مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم ستم شاهی پا به مدرسه گذاشت.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری پایگاه های مقاومت در مساجد با فرمان حضرت امام بااشتیاق فراوان به آن محافل قدم داشت وبعد از شروع جنگ در قسمت فرهنگی مسجد فعالیت خودرا آغاز نمود،ولی این چیزی نبود که روح ناآرام او را اشباع نماید.در سال 1363 جهت اعزام به جبهه به بسیج مراجعه کرده، به خاطرکمی سن موفق به این امر نمی شود وبرای آخرین بار روحانی برجسته محل وشهر حاج آقالیلابی را واسطه قرار می دهد وبازموفق نمی شود وسرآخر با دست کاری شناسنامه، خود را به جرگه ی عاشقان حقیقی خداوند پیوند می زندو به منطقه غرب «کردستان» اعزام می شود وبعد از اتمام ماموریت بار دیگر به مناطق عملیاتی «جنوب»اعزام ودر عملیات غرور آفرین «والفجر8»شرکت می کند.اوبرای آخرین بار خانواده اش را وداع گفته وموقع بازگشت به پادگان شهید باکری دزفول در شامگاه روز 7/3/65 در اثر بمباران هوایی دشمن به شهادت می رسد.
(( قسمتی از وصیت نامه شهید ))
بادرود فراوان به امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام امت خمینی بت شکن وبادرود فراوان به شهیدان اسلام
خواهرانم ! امیدوارم که مثل زینب باشید. امام حسین (ع) به خواهرش زینب جنین فرمودند: خواهر جان در مرگ من صبر داشته باش، هرگز شیون وفریاد مکن، کاری مکن که دشمن خوشحال شود. امیدوارم شما هم مثل زینب باشید. این را هم باید بدانیم که خدا به بنده اش می فرماید که بنده ی دیگران مباش در حالی که خداوند تورا آزاد آفریده است، نیافریده که به فکر مال دنیا ومال مردم باشد بلکه آفریده است تا راه خوب را انتخاب کند وبرود .ما باید باهم وحدتمان را زیاد کنیم تا روحیه دشمن ضعیف شود.امیدوارم خداوند ما را هدایت کند.
((روحش شاد وراهش پر رهرو))


از راست نفر دوم برادر غلامرضا یوسف پور - نفر سوم برادر حمید طاهری اقدم - نفر چهارم شهید حمید علیپور - نفر پنجم شهید علیرضا مقدم نژاد - نفر ششم برادر محمود مونسی
از چپ نفر اول شهید صمد موثق - نفر دوم برادر مجید نوری

ایستاده از راست : نفر اول برادر ابوالحسنی – نفر دوم برادر کریم عیب پوش – نفر پنجم برادر حاج قادر منافی
ایستاده از چپ شهید علیرضا مقدسی
ردیف وسطی نشسته از چپ برادر علی محمدی خواه – شهید محمد علی نصرتی – شهید حمید علی پور – شهید ایوب یلدوغی – برادر حاج غلامرضا یوسف پور – برادر یعقوب یوسفی – برادر کاظم ابراهیمی
ردیف جلویی نشسته از راست نفر دوم شهید صمد موثق – نفر سوم برادر قربانعلی کریم زاده - نفر چهارم برادر اسد طرزمنی - نفر پنجم برادر مجید نوری

ایستاده از راست نفر اول برادر جانبازکاظم ابراهیمی - نفر دوم شهید مقدسی - نفر چهارم شهید موثق
شهید صمد موثق
فرزند: علی
تاریخ تولد :1349
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 7/3/65 پادگان شهید باکری دزفول
(( گوشه ای از زندگینامه شهید ))
شهیدصمد موثق در سال 1349 در خانواده ای مذهبی در یکی از محلات تبریز چشم به جهان گشود. در سال 1356 در زمان اوج گیری مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم ستم شاهی پا به مدرسه گذاشت.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری پایگاه های مقاومت در مساجد با فرمان حضرت امام بااشتیاق فراوان به آن محافل قدم داشت وبعد از شروع جنگ در قسمت فرهنگی مسجد فعالیت خودرا آغاز نمود،ولی این چیزی نبود که روح ناآرام او را اشباع نماید.در سال 1363 جهت اعزام به جبهه به بسیج مراجعه کرده، به خاطرکمی سن موفق به این امر نمی شود وبرای آخرین بار روحانی برجسته محل وشهر حاج آقالیلابی را واسطه قرار می دهد وبازموفق نمی شود وسرآخر با دست کاری شناسنامه، خود را به جرگه ی عاشقان حقیقی خداوند پیوند می زندو به منطقه غرب «کردستان» اعزام می شود وبعد از اتمام ماموریت بار دیگر به مناطق عملیاتی «جنوب»اعزام ودر عملیات غرور آفرین «والفجر8»شرکت می کند.اوبرای آخرین بار خانواده اش را وداع گفته وموقع بازگشت به پادگان شهید باکری دزفول در شامگاه روز 7/3/65 در اثر بمباران هوایی دشمن به شهادت می رسد.
(( قسمتی از وصیت نامه شهید ))
بادرود فراوان به امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام امت خمینی بت شکن وبادرود فراوان به شهیدان اسلام
خواهرانم ! امیدوارم که مثل زینب باشید. امام حسین (ع) به خواهرش زینب جنین فرمودند: خواهر جان در مرگ من صبر داشته باش، هرگز شیون وفریاد مکن، کاری مکن که دشمن خوشحال شود. امیدوارم شما هم مثل زینب باشید. این را هم باید بدانیم که خدا به بنده اش می فرماید که بنده ی دیگران مباش در حالی که خداوند تورا آزاد آفریده است، نیافریده که به فکر مال دنیا ومال مردم باشد بلکه آفریده است تا راه خوب را انتخاب کند وبرود .ما باید باهم وحدتمان را زیاد کنیم تا روحیه دشمن ضعیف شود.امیدوارم خداوند ما را هدایت کند.
((روحش شاد وراهش پر رهرو))