گلهای آسمانی ( شهیــــــــد حميد عليپور )

مشاهده تصاوير در اندازه بزرگتر در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شهيد مجيد آقايي سروري( شهيدي از گردان حضرت ابوالفضل (ع) )

شهید مجید آقائی سروری
فرزند: حاج محمدحسین
تاریخ تولد : 1345
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 23/11/64 عمليات والفجر ۸ كربلاي فاو
محل دفن : گلزار شهــــــــداي وادي رحمت تبريز

(( قسمتی از وصیت نامه شهید ))
سلام بر مهدی موعود منجی عالم بشریت و درود و سلام به امام امت وخانواده های معظم شهداء
ای پدر ومادرم هیچ وقت به خاطر شهید شدن بچه هایتان ناراحت نشوید که سرورمان امام حسین(ع) فرزندش را در بغلش فدای اسلام کرد. هیچ وقت دست از امام وانقلاب برندارید که هزاران نفر انتظار رهبری اورا در جهان میکشند. هیچوقت مادرم وپدرم راتنها نگذارید تا جای بچه هایشان را خالی نبینند.بیشتر به فرزندان شهداء محبت کنید واگربه آنها محبت کنید بدانید مانند آن است که باخود شهید دراجرشان شريك میشوید.
((روحش شاد وراحش پر رهرو))

مشاهده بقيه تصاوير در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شهید حمید علیپور

از راست نفر اول برادر کاظم ابراهیمی - نفر دوم برادر حمیدطاهر اقدم - نفر پنجم شهید حمید علیپور

مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شهید حمید علیپور

از راست شهید حمید علیپور - برادر جانباز کاظم ابراهیمی - برادر قادر منافی - برادر حسین شیر علیزاده

ادامه نوشته

شهيد حميد عليپور

از سمت چپ نفر اول شهید حمید علیپور - نفر دوم حاج آقا لیلابی پدر شهیدان حسینی لیلابی - نفر سوم برادر یعقوب یوسفی - نفر پنجم برادر قائمی

زیارت شهدا

شهدای عزیزمان :

 در این روز پنج شنبه خالصانه آمده‌ایم تا زیارت تان کنیم . با دل‌های خسته اما امیدوار، آمده ایم در این مکان اهورایی خدا را با بغض‌های شکسته فرا بخوانیم و بگوییم که ای شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، باکری‌ها، احمد تاری وردیزاده ها ،سیدرضا گلولیان ها و ... فراموش شدنی هستند؟

نه، ما آمدیم تا بگوییم که شما در روح و باطن ما جای دارید. آمده‌ایم تا بگوییم هان ای عاشوراییان! عاشورایی دیگر در پیش است. آمده ایم تا هوار بزنیم: های ای شهدا، راه شما، اندیشه شما و تفکر شما در روح و روان جامعه ایرانی جای دارد.

 ای شهدای عزیز گردان حضرت ابوالفضل ( ع ) و ای غلطیده‌شدگان در سرب‌های سرد و سنگین که به عشق امام  - میهن و انقلاب و اسلام، سر بر سودای عشق گذاشتید.. اینجا کجاست؟ ما کیستیم... شما که بودید؟ و کجایید؟ بر مزار کدامتان بگرییم که بغض امان نمی‌دهد .

 بگرییم تا گریه شاید دوا کند ...

می‌گرییم اما زهی تاسف که گریه نیز دوا نمی‌کند ... کاش که در شهادت باز بود و ...

رزمندگان گردان

نشسته از سمت چپ نفر دوم برادر قائمی - نفر سوم شهید صمد موثق - نفر ششم برادر یوسف یعقوبی - نفر هشتم شهید ایوب یلدوغی - نفر نهم شهید حمید علیپور

ایستاده از سمت چپ نفر اول برادر علی سعیدی - نفر دوم برادر علی محمدی خواه - نفر سوم شهید علیرضا مقدسی - نفر پنجم شهید احمد تاری وردیزاده - نفر ششم برادر مجید نوری - نفر هفتم برادر غلامرضا یوسف پور

یاد لاله ها

از راست نفر دوم برادر غلامرضا یوسف پور - نفر سوم برادر حمید طاهری اقدم - نفر چهارم شهید حمید علیپور - نفر پنجم شهید علیرضا مقدم نژاد - نفر ششم برادر محمود مونسی

از چپ نفر اول شهید صمد موثق - نفر دوم برادر مجید نوری

یاد لاله ها

ایستاده از راست : نفر اول برادر ابوالحسنی – نفر دوم برادر کریم عیب پوش – نفر پنجم برادر حاج قادر منافی

ایستاده از چپ شهید علیرضا مقدسی

ردیف وسطی نشسته از چپ برادر علی محمدی خواه – شهید محمد علی نصرتی – شهید حمید علی پور – شهید ایوب یلدوغی – برادر حاج غلامرضا یوسف پور – برادر یعقوب یوسفی – برادر کاظم ابراهیمی

ردیف جلویی نشسته از راست نفر دوم شهید صمد موثق – نفر سوم برادر قربانعلی کریم زاده - نفر چهارم برادر اسد طرزمنی - نفر پنجم برادر مجید نوری  

شهید حمید علیپور مهرور

شهید حمید علیپور مهرور
فرزند: علی
تاریخ تولد : 1339
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 25/11/64 فاو(عملیات والفجر8)

((گوشه ای از زندگی نامه شهید ))
شهیدحمید علیپور در سال 1339 در شهر تبریز در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود.تحصیلات خود را تا دوره متوسطه ادامه داد. شهید علاقه زیادی به مجالس فرهنگی وعزاداری داشتند عاشق خدا بود باآن سن کمش اصلا تظاهر وریا در اعمالش راه نداشت.در زمان انقلاب، شبانه درس میخواند اما در امتحانات پایان سال شرکت نکرد چون همیشه در راهپیمائیها بود. از خانه که به مقصد مدرسه خارج میشد در راه کتابهایش را مخفی میکرد ومیرفت دنبال شعار نویسی در بازار ، خانواده اش بعدا فهمیده بودند چون خیلی تو دار بود.
باشروع جنگ تحمیلی به پیام رهبر انقلاب لبیک گفت.در 16سالگی به جبهه اعزام شد و دوره آموزش را در دزفول گذراند . بعد از آن در عملیاتهای مختلفی شرکت کرد. و چند بار هم مجروح شد و در شیراز بستری گردید اما دوباره به جبهه برگشت .تا اینکه در عملیات فتح المبین از ناحیه دست جانباز گردید وبعد از مدتی دوباره به جبهه اعزام شد ودر عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.
((روحش شاد وراحش پر رهرو))